السيد موسى الشبيري الزنجاني

1945

كتاب النكاح ( فارسى )

طبق مبناى مرحوم آخوند باعث توسعه واقعى حيات مىشود . لذا اين ازدواج مصداق ازدواج با ذات البعل خواهد بود ، هر چند بعداً معلوم شود كه شوهر زنده نبوده است . ولى ما نظر مرحوم آخوند را تمام ندانستيم و گفتيم در صورت كشف خلاف نمىتوان ازدواج را مصداق ازدواج با ذات البعل دانست ، لذا حرمت ابد ثابت نمىشود . همانطور كه مشهور اين را اختيار كرده‌اند . ب ) حكم ولد مشتبه كه بعد از وطى زن معتده متولد شده است : 1 ) متن عروة : « اذا تزوج امرأة فى عدتها و دخل بها مع الجهل ، فحملت مع كونها مدخولة للزوج الاول فجاءت بولد ، فان مضى من وطئ الثانى اقل من ستة اشهر و لم يمض من وطى الزوج الاول اقصى مدة الحمل لحق الولد بالاول . و ان مضى من الاول اقصى المدة و من الثانى اقل من ستة اشهر ليس ملحقاً بواحدة منهما . و ان مضى من الاول ستة فما فوق و كذا من الثانى ، فهل يلحق بالاول او الثانى او يقرع ؟ وجوه او اقوال ، و الاقوى لحوقه بالثانى لجملة من الاخبار ، و كذا اذا تزوجها الثانى بعد تمام العدة للاول و اشتبه حال الولد » . 2 ) توضيح معناى عبارت : بحث اين است كه اگر شخصى اشتباهاً با زنى در عده ازدواج كرد و دخول نمود و بعداً بچه‌اى متولد شد ، با فرض اينكه شوهر سابق هم به زن دخول كرده باشد ، اين بچه به كدام يك ملحق مىشود . مرحوم سيد ، چهار صورت براى مسأله ذكر مىكنند . صورت اول : اينكه امكان الحاق ولد به شوهر سابق هست ، اما امكان الحاق به دومى نيست ، مثل اينكه از وطى دومى كمتر از شش ماه گذشته ، و از وطى اولى بيش از شش ماه گذشته اما مدت حمل از اقصى الحمل تجاوز نكرده است ، در اين صورت به شوهر سابق ملحق مىگردد .